وقتی بیدار می شوم باران شروع می کند به باریدن. اول نم نم می بارد، شاید هر دو یا سه دقیقه یک قطره، مثل افتادن قطره از شیر آبی در دالان یک برج قدیمی، قطره می افتد و صدایش توی دالان می پیچد...دنگ...دنگ...دنگ، بعد سرم را از روی بالش بلند می کنم و روی تخت می نشینم آن وقت تعداد قطره ها زیاد می شود، شاید هفت یا ده قطره در یک دقیقه که این بستگی به نحوه خوابیدنم دارد. شبهایی که روی پهلوی راستم خوابیده ام تعداد قطره هایی که توی یک دقیقه می بارد هفت عدد است و شبهایی که روی پهلوی چپم خوابیده ام تعداد قطره ها به ده می رسد. همیشه سعی می کنم روزهای زوج روی پهلوی راستم بخوابم و روزهای فرد روی پهلوی چپم تا تعداد قطره ها با روزی که در آن باریده اند متجانس نشوند. برای اینکه حساب کار از دستم در نرود توی دفترچه
برچسب:
نویسنده: بنیامین مرادی
تاريخ: يکشنبه
5 آذر
1396 ساعت: 6:07